شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۵۲ - ضیمران

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ضیمرانی در بن بید معلق جا گرفتپنجهٔ نازک به خاک افشرد و کم کم پا گرفت
۲
سایهٔ بید معلق هر طرف پیرامنشپرده پیش پرتو مهر جهان‌آرا گرفت
۳
شاخ نیلوفر چو کرمی سر ز جا برکرد و گفتوای من کز ضعف نتوانم دمی بالا گرفت
۴
تابش خورشید را دید از ورای شاخ و گفت کاش بتوانستمی یک لحظه جای آنجا گرفت
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth