خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم طوقی از آهن شد و برگردنم آویختچون ژندهٔ درویش، بلا در تنم آویخت
۲
درگردن دلدار نیاویخته، دستمبشکست به صد خواری و در گردنم آویخت
۳
آن طفل که پروردهٔ دل بود چو اغیارافتاد ز چشم من و در دامنم آویخت
۴
بدگوبی جهال به بوم و برم آشفتبیغارهٔ حساد به پیرامنم آویخت
صفحهٔ ۱ از ۳