خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب فراق تو گویی شبان پیوسته استکه زلف هرشبی اندرشب دگربسته است
۲
دل از تمام علایق گسستهام که مراخیال ابروی او پیش چشم، پیوسته است
۳
نه خنجر و نه کمانست ابروان کجشکه در فضیلت رویش دو خط برجسته است
۴
نشاط من ز خط سبز آن پسر باریچنان بود که فقیری زمردی جسته است
صفحهٔ ۱ از ۴