خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دوست بریدیم به صد رنج و ندامتاز دوست بهخیر آمد و از ما بهسلامت
۲
حالی دل مظلوم مرا غمزهٔ مستشبا تیر زد و ماند قصاصش به قیامت
۳
از عشق حذرکن که بود ماحصل عشقخون خوردن و جان کندن و آنگاه ملامت
۴
طی شد زجهان چشمه خضر ودم عیسیایزد به لب لعل تو داد این دو کرامت
صفحهٔ ۱ از ۱