خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۳۳ - شکوه
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فلان سفیه که بر فضل من نهاد انگشتبه مجمع فضلا باز شد مراورا مشت
۲
فضیحت است که تسخر زند به کهنه شرابعصیر تازه کهنابرده زحمت چرخشت
۳
خطاست کز پس چل سال شاعری شنومز بیست ساله ی ... نادرست حرف درشت
۴
ز خدمت وطنی هیچ گونه دم نزنمکه گوژ گشت ز اندوه حادثاتم پشت
صفحهٔ ۱ از ۲