خلوتی با ملکالشعرا بهار
شب زمستان
ترکیبات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب شد و باد خنک از جانب شمران وزیدابر، فرش برفریزه بر سر یخ گسترید
۲
لشگر تاریکی و سرما به شهر اندر دویددر عزاگاه یتیمان، پردهٔ ماتم کشید
۳
خاک، یخ بست و عزاکردند سرخاک بر سر طفلکان بیپدر
۴
ماه با چهر عبوس از ابر بیرون آمدهبهر تفتیش سیهروزی این ماتمکده
صفحهٔ ۱ از ۸