شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

فقرۀ ۱

ارمغان بهار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این‌پیدا (‌است‌) که‌آذرپاد را فرزند تنی‌زاد نبود، و از آن پس آیستان «‌نیاز و دعا» به یزدان کرد، دیر برنیامد که اذرپاد را فرزندی ببود، هرآینه درست خیمی زرتشت سپینمان را زرتشت نام نهاد، وکفت که برخیز پسرم تا(‌ت‌) فرهنگ برآموزم‌.
۲
شنیدم که دانا نبودش پسربنالید زی داور دادگر
۳
به‌زودی یکی خوب فرزند یافتیکی خوب فرزند دلبند یافت
۴
بفرمود «‌زرتشت‌» نامش پدرمگرخیم زرتشت گیرد پسر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth