خلوتی با ملکالشعرا بهار
فقرۀ ۲۲
ارمغان بهار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بدگوهر مرد، و بد تخمه مرد افام مستان و مده، چه وخش گران باید دادن و همه گاه به درخانهٔ تو بایستد و همیشه پیامبر به درگاه تو برپای دارد و ترا زیان گران از وی باشد.
۲
به بدگوهران وام هرگز مدهچو دادی بر آن خواسته دل منه
۳
هم از بدنژادان و بدگوهرانمکن وام کش هست و خشی گران
۴
پی زر دراستد همی بر درتپیمبر فرستد همی در برت
صفحهٔ ۱ از ۲