خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تشنهٔ خون کرد مستی چشمِ فتّانِ تراخوابِ سنگین شد فسانی تیغِ مژگانِ ترا
۲
این لطافت نیست هرگز میوهٔ فردوس رامیتوان خوردن به لب سیبِ زنخدانِ ترا
۳
حلقهها در گوشِ سرو از طوقِ قمری میکِشدگر به گلشن ره فتد سروِ خرامانِ ترا
۴
دیدهٔ شبنم که در پیراهنِ گل محرم استحلقهٔ بیرونِ در باشد گلستانِ ترا
صفحهٔ ۱ از ۲