خلوتی با صائب
شمارهٔ ۷ - در مرثیه شاه صفی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پادشاهی و جوانی سد راه او نشدکرد چون ادهم ز ملک عالم فانی کنار
۲
در خور اقبال روزافزون خود جایی نیافتبال بر هم زد برون رفت از جهان بی مدار
۳
در محرم کرد عزم قندهار و در صفرکرد در کاشان سفر از عالم آن کوه وقار
۴
رفت سال «غبن » از عالم، زهی غبن تمامسوخت عالم را به داغ غبن آن عالم مدار
صفحهٔ ۱ از ۱۷