خلوتی با صائب
شمارهٔ ۲۹ - ایضا در وصف زاینده رود
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می شود جان تازه از بوی بهار زنده رودزنده می گردد دل از سیر کنار زنده رود
۲
هست در زیر سیاهی داغ ناخن خورده ایآب خضر از رشک موج بی قرار زنده رود
۳
زلف مشکین از سواد اصفهان چون آب خضربر عذار افکنده آب خوشگوار زنده رود
۴
دشت پیمای جنون گشته است چون موج سرابموج آب زندگی در روزگار زنده رود
صفحهٔ ۱ از ۴