خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خم گیسوی کافر کیش داری تارهابهر گمره کردن پاکانست این زنارها
۲
پرده بردار از رخی کان مایه دیوانگیستکز دماغ عاقلان بیرون برد پندارها
۳
فتنه و جور است و آفت کار زار حسن توحسن را آری بود اینگونه دست افزارها
۴
آشتی ده با لبم لب را که آزارم به کامکز پس آن آشتی خوش باشد این آزارها
صفحهٔ ۱ از ۳