خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زلف چلیپای تو، غارتگر دینهاوی کرده گمان دهنت، دفع یقینها
۲
کافر نکند با دل من آنچه تو کردییعنی که در اسلام روا باشد از اینها
۳
زینسان که بکشتی به شکرخنده جهانیخواهم که به دندان کشم از لعل تو کینها
۴
از ناصیه ما نشود خاک درش دورچون صندل بت برهمنان را ز جبینها
صفحهٔ ۱ از ۳