شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم راچشم زد خسان مکن عارض همچو سیم را
۲
ما و نسیم صبحدم بوی تو و هلاک جاننیست امید زیستن سوخته جحیم را
۳
من به هوای یک سخن، تو همه تلخ بر زبانچند نمک پراکنی این جگر دو نیم را
۴
تو چو بهشت در نهان، ما و دلی و سوزشیدوزخی از کجا خورد مائده نعیم را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth