خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبهاکنون هم هست شب، لیکن سیاه از دود یاربها
۲
خوش آن شبها که پیشش بودمی گه مست و گه سرخوشجهانم میشود تاریک چون یاد آرم آن شبها
۳
همیکردم حدیث ابرو و مژگان او هردمچو طفلان سوره نونوالقلمخوانان به مکتبها
۴
چه باشد گر شبی پرسد که در شبهای تنهاییغریبی زیر دیوارش چگونه میکند شبها
صفحهٔ ۱ از ۲