شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی سیستانی

شمارهٔ ۱۲ - همو راست

قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر زلف تو نه مشکست و به مشک ناب ماندرخ روشن تو ای دوست به آفتاب ماند
۲
همه شب زغم نخسبم که نخسبد آنچه عاشقمنم آن کسی که بیداری من به خواب ماند
۳
زفراق روی و موی تو زدیده خون چکانمعجبست سخت خونی که به روشن آب ماند
۴
سر زلف را متابان سر زلف را چه تابیکه در آن دو زلف ناتافتگی به تاب ماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth