خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲ - وصف بهار و مدح منصور بن سعید
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پُر ستارهست از شکوفه باغ برخیز ای چو حورباده چون شمس کن در جامهای چون بلور
۲
زآن ستاره ره توان بردن سوی لهو و سرورزآنکه میتابد ستارهوار از نزدیک و دور
۳
هیچ جایی از ستاره روز روشن نیست نورزین ستاره روز را چندانکه خواهی نور هست
۴
نسل را بی شک ز کافور ار زیان آید همیچون که نسل شاخ را از وی بیفزاید همی
صفحهٔ ۱ از ۱۳