شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۴ - مدیح سیف الدوله محمود

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لشگر ماه صیام روی به رفتن نهادعید فرو کوفت کوس رایت خود برگشاد
۲
تاختن آورد عید در دم لشکر فتادای خنک آنکو به صوم داد خود از وی بداد
۳
آمد عید شریف فرخ و فرخنده بادفیه کلوا و اشربوا یا ایها الصائمون
۴
روزه ز ما تافت روی راه سفر برگزیدرفت به سوی سفر و ز ما صحبت برید
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth