شعر را زندگی کن
خلوتی با وطواط

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفت آن که‌م برِ تو آبی بودیا سلام مرا جوابی بود
۲
از سر ناز و از سرِ کَشّیهر نفس با منت عتایی بود
۳
در کف من ز دست ساقی وصلهر زمان ساغر شرابی بود
۴
وعده‌های خوشم همی دادیآن همه وعده‌ها سرابی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth