خلوتی با جامی
بخش ۳۸ - حکایت پیر همدانی که از پسر پرسید که هرگز ریش گاو بوده ای و سؤال پسر که ریش گاو کیست و جواب دادن پدر که آن کس که بامداد از خانه بدر آید گوید امروز گنجی یابم، پسر گفت ای پدر تا من بوده ام ریش گاو بوده ام
دفتر دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با پسر گفت پیری از همدانکای در اطوار کار خود همه دان
۲
خویش را عمری آزمودستیهیچگه ریش گاو بودستی
۳
گفت با وی پسر که ای باباکه بود ریش گاو گو با ما
۴
گفت آن کس که بامداد پگاهمی نهد پا ز کنج خانه به راه
صفحهٔ ۱ از ۲