خلوتی با جامی
بخش ۶ - حکایت آن شاعر که دعوی مداحی شاه کرد و نامه ای مختصر به نام شاه پیش آورد
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاعری شد پیش شاه نامورکای ز رفعت سوده در افلاک سر
۲
در مدیحت تازه شعری گفته امگوهری روشن چو شعری سفته ام
۳
گرچه خلقی در مدحت سفته انداینچنین مدحی تو را کم گفته اند
۴
نامه ای آنگه به دست شاه دادکرده نام شاه و بس در وی سواد
صفحهٔ ۱ از ۳