شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۰ - حکایت آن پیر هشتاد ساله که پیش طبیب رسید و از وی علاج ضعف خود پرسید و جواب دادن طبیب که علاج تو آنست که جوان شوی و از هشتاد به چهل واپس روی

سلامان و ابسال

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرد پیری عمر وی هشتاد سالاز حکیمی حال ضعف خود سؤال
۲
گفت دندانم ز خوردن گشته سستناید از وی شغل خاییدن درست
۳
چون نگردد لقمه نرمم در دهانهضم آن بر معده می آید گران
۴
هضم در معده چو باشد ناتمامقوت اعضا چه سان بخشد طعام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth