شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۴ - حکایت آن پاره دوز به خرقه پاره دوزی اسباب معیشت اندوز که هر میوه تازه که رسیدی از آن مقداری خریدی و پیش عیال و اطفال خود بردی و با ایشان خوردی و گفتی به این خرسند باشید و چهره همت خود را به اندیشه زیادت نخراشید که طعم این میوه همه سال جز این نیست و مرا استطاعت خریدن بیش ازین نی

سلامان و ابسال

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پاره‌دوزی بود در اقصای ریمطمئن بر پاره‌دوزی رایِ وی
۲
با خمیده پشتی از بار عیالداشت مشتی طفلکان خردسال
۳
بود بر دلق معاش خویشتنروز و شب از پاره‌دوزی وصله‌زن
۴
چون رسیدی میوه‌های سال نوخاطرش بودی به هر میوه گرو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth