خلوتی با جامی
بخش ۲۲ - حکایت آن اعرابی که بر فرزندان خود نام سباع درنده نهاده بود و بر خدمتگاران نام بهایم چرنده
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن مسافر بهر دولت یابییماند شب در خانه اعرابیی
۲
جمله فرزندانش از خرد و بزرگیافت همنام ددان چون شیر و گرگ
۳
هر که بود از خادمانش یکسرهگوسفندش نام بودی یا بره
۴
گفت با او کای سپهدار عربآیدم زین نامها امشب عجب
صفحهٔ ۱ از ۲