خلوتی با جامی
بخش ۲۶ - حکایت آن کریمی که دعوت سفله را اجابت نکرد تا صحبت با سفلگان عادت وی نگردد
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سوی اینان لئیمی پی بردلقمه ای چند از طعام وی خورد
۲
چون بخواند سفله دیگر مراسویش آن لذت شود رهبر مرا
۳
محو گردد نامم از سلک کرامدر شمار سفلگان مانم تمام
۴
سفله ای مهمانیی آغاز کردسفلگان شهر را آواز کرد
صفحهٔ ۱ از ۲