شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۳۰ - حکایت آن موسوس سودایی که به سبب آلایش جانوران دریایی دست از آب دریا شست و آبی پاکیزه تر از آب دریا جست

سلامان و ابسال

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن موسوس بر لب دریا نشستتا کند بهر تقرب آبدست
۲
دید دریایی پر از ماهی و مارچغز و خرچنگش هزار اندر هزار
۳
هر طرف مرغان آبی در شناهغوطه زن از قعر دریا قوت خواه
۴
گفت دریایی که چندین جانورگردد اندر وی به صبح و شام در
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth