خلوتی با جامی
بخش ۳۷ - حکایت گریختن قطران شاعر از بسیاری عطای ممدوح خود فضلون
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود قطران نکته دانی سحرسازقطره ای از کلک او دریای راز
۲
بهر دریا بخشش فضلون لقبگفت مدحی سر به سر فضل و ادب
۳
طبع فضلون چون بر آن اقبال کرددامنش از مال مالامال کرد
۴
روز دیگر مدحت او را بخواندضعف اول سیم و زر بر وی فشاند
صفحهٔ ۱ از ۳