شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۴ - حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساخت

سبحة‌الابرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ظلم حجاج به غایت چو رسیدتیغ بر تهمتی چند کشید
۲
گنج ها زر به فدا آوردندگنجشان خاک به سر بر کردند
۳
هیچشان حیله گر سود نکردکارشان روی به بهبود نکرد
۴
جلمه کردند سر اندر سر تیغسر نهادند در آبشخور تیغ
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth