خلوتی با جامی
بخش ۲۸ - عقد هفتم در شرح تصوف که بستن دست تصرف است و رستن از قید تکلف
سبحةالابرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به صوفیگری آوازه بلندکرده زین شغل به آوازه پسند
۲
دل چو خم چند بر آوازه نهیناید آوازه جز از خم تهی
۳
چون دهد کوس برون بانگ ز پوستبانگ او شاهد بی مغزی اوست
۴
نیستی صوفی ازین نام چه سوددعوی پختگی از خام چه سود
صفحهٔ ۱ از ۱۰