شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۳۵ - حکایت آن فرو رفته به چاه جاه که از دست دوک ریسی رشته عنایتش به چنگ افتاد و کمند نجات او گشت

سبحة‌الابرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می شد اندر حشم حشمت و جاهپادشاوار وزیری در راه
۲
گرد او حلقه مرصع کمرانموکبش ناظم عالی گهران
۳
دیدن حشمت او باده اثرچشم نظارگیان مست نظر
۴
هر که آن دولت و شوکت نگریستبانگ برداشت که این کیست این کیست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth