شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۳۸ - حکایت آن متورع آبی از قبول مرغابی شکار کرده به چنگل بازی طعمه از غیر وجه خورده

سبحة‌الابرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خسروی عاقبت اندیشی کردروی در قبله درویشی کرد
۲
با بزرگی که در آن کشور بودبر سر اهل صفا سرور بود
۳
نوبتی چند به هم بنشستندعقد پیروی و مریدی بستند
۴
برد صد تحفه خدمت سوی پیرهیچ ازو پیر نشد تحفه پذیر
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth