شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۴۰ - حکایت شخصی که زمین خرید و در آنجا گنجی یافت، برنداشت که از آن فروشنده است و فروشنده قبول نکرد که من زمین را و هر چه در وی بوده فروخته ام

خردنامه اسکندری

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شنیدم که در عهد نوشیروانکه گیتی چو تن بود و عدلش روان
۲
چنان عدل در مغز جان ها نشستکه هنگامه ظالمان برشکست
۳
فقیری در این عرصه جایی نداشتسزای نشستن سرایی نداشت
۴
برای عمارت زمین خریدکه در کندنش گنجی آمد پدید
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth