خلوتی با رهی معیری
قطعهٔ ۳۳ - بزم زهره
چند قطعه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو ای آتشین زهره کز تابناکیفروزان کنی بزم چرخ کهن را
۲
برون افکنی از پی دلفریبیاز آن نیلگون جامه، سیمینهتن را
۳
به روی تو زان فتنه شد خاطر منکه مانندهای روی معشوق من را
۴
ز روشنگرانت شبی انجمن کنبیفروز از چهره آن انجمن را
صفحهٔ ۱ از ۲