شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

قطعهٔ ۴۸ - جانانه دشتی

چند قطعه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستیم و خرابیم ز پیمانه دشتیای بی‌خبر از باده مستانه دشتی
۲
چون زمزمه رود و چو آوای شباهنگافسونگر دل‌ها بود افسانه دشتی
۳
زان باده صافی که دهد مستی جاویدلبریز چو میخانه بود خانه دشتی
۴
او فتنه زیبایی و دیوانه عشق استصاحب‌نظران فتنه و دیوانه دشتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth