خلوتی با رهی معیری
قطعهٔ ۵۰ - رنج بیهوده
چند قطعه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خائنین اهل وطن را مایه دردسرندجمله همچون خار گل باشند و خار بسترند
۲
گوشها را در زمان حق شنیدن پنبهاندچشمها را در مقام راه دیدن نشترند
۳
همچو رهزن هرکه را یابند دور از قافلهاز تنش سر میبرند، از کیسهاش زر میبرند
۴
بیجهت بازیچه اغراض اینان گشتهاندسادهلوحانی که هم خوشبین و هم خوشباورند
صفحهٔ ۱ از ۲