خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن تنهایی ملک غریبی شد هوس ما راکه روزی چند نشناسیم ما کس را و کس ما را
۲
ز دست ما اگر پا بوس خوبان بر نمی آیدهمین دولت که: خاک پای ایشانیم بس مارا
۳
براه محمل جانان چنان بیخود نیم امشبکه هوش رفته باز آید بفریاد جرس ما را
۴
بآب چشم ما پرورده شد خار و خس کویشولی گلهای حسرت میدمد زان خار و خس ما را
صفحهٔ ۱ از ۲