خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان پیشتر که عقل شود رهنمون مراعشق تو ره نمود بکوی جنون مرا
۲
هم سینه شد پر آتش و هم دیده شد پر آبدر آب و آتشست درون و برون مرا
۳
شوخی که بود مردن من کام او کجاست؟تا بر مراد خویش ببیند کنون مرا
۴
خاک درت ز قتل من آغشته شد بخونآخر فگند عشق تو در خاک و خون مرا
صفحهٔ ۱ از ۲