خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شوخ، مکش عاشق خونین جگری راشوخی مکن، انگار که کشتی دگری را
۲
خواهی که ز هر سو نظری سوی تو باشدزنهار! مرنجان دل صاحب نظری را
۳
زین پیر فلک هیچ کسی یاد نداردای تازه جوان، همچو تو زیبا پسری را
۴
روزی که در وصل برویم بگشاییاز عالم بالا بگشایند دری را
صفحهٔ ۱ از ۲