شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من بکویت عاشق زار و دل غمگین غریبچون زید بیچاره عاشق؟ چون کند مسکین غریب؟
۲
پرسش حال غریبان رسم و آیینست، لیکهست در شهر شما این رسم و این آیین غریب
۳
در خم زلف کجت دلها غریب افتاده اندزلف تو شام غریبانست و ما چندین غریب
۴
وقت دشنامم بشکر خنده لب بگشا، که هستدر میان تلخ گفتن خنده شیرین غریب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth