شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتستاز روز من مپرس، که آن خود قیامتست
۲
یارب! ترحمی، که ز سنگ جفای چرخما دل شکسته ایم و زهر سو ملامتست
۳
بر آستان عشق سر ما بلند شدوین سر بلندی از قد آن سروقامتست
۴
رفتن ز کوی او کرمی بود از رقیباین هم که رفت و باز نیامد کرامتست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth