خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المستهزار محنت و با محنتی هزار غمست
۲
اگر چه با من مسکین بسی جفا کردیزیاده ساز جفا را، که این هنوز کمست
۳
تویی حیات من و من ز فرقتت بیماربیا، که یک دو سه روزی حیات مغتنمست
۴
بیا و بر سر بیمار خود دمی بنشینمرو، که آنچه تمنای تست دم بدمست
صفحهٔ ۱ از ۲