خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این همه لاله، که سر بر زده از خاک منستپارهای جگر سوخته چاک منست
۲
درد عشاق ز درمان کسی به نشودخاصه دردی، که نصیب دل غمناک منست
۳
استخوانهای من از خاک درش برداریدباغ فردوس چه جای خس و خاشاک منست؟
۴
همه کس را بجمالش نظری هست ولیلایق چهره پاکش نظر پاک منست
صفحهٔ ۱ از ۲