خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دل بیخبران جز غم عالم غم نیستدر غم عشق تو ما را خبر از عالم نیست
۲
خاک آدم که سرشتند غرض عشق تو بودهر که خاک ره عشق تو نشد آدم نیست
۳
از جنون من و حسن تو سخن بسیارستقصه ما و تو از لیلی و مجنون کم نیست
۴
گر طبیبان ز پی داغ تو مرهم سازندکی گذاریم؟ که آن داغ کم از مرهم نیست
صفحهٔ ۱ از ۲