شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شیرین دهنا، این همه شیرین نتوان بودشیری که تو خوردی مگر از ریشه جان بود؟
۲
این حسن چه حسنست که از پرده عیان ساخت؟نقشی که پس پرده تقدیر نهان بود
۳
تنها نه من از واقعه عشق خرابممجنون هم ازین واقعه رسوای جهان بود
۴
امروز نشد نام و نشان دل من گمتا بود دل گم شده، بی نام و نشان بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth