خلوتی با عنصری
شمارهٔ ۶ - در مدح شاه ناصر الدین بوالمظفر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عنبر است آن حلقه گشته زلف او یا چنبر استچنبر است آری ولیکن چنبر اندر عنبر است
۲
اصل او از زنگ و بر یک اصل او سیصد شکنهر شکنجی را که بینی ز اصل او سیصد سر است
۳
هر سری را باز سیصد بند گوناگون چنانکزیر هر بندی ازو یک مشت مشک اذفر است
۴
طبع او طبع بهار آمد که دایم همچو اوگلبر است و گل نگار و گل کش و گل پرور است
صفحهٔ ۱ از ۱۰