شعر را زندگی کن
خلوتی با عنصری

شمارهٔ ۳۶ - در مدح ابوالمظفر نصر بن ناصرالدین

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوروز فراز آمد و عیدش باثر برنز یکدیگر و هر دو زده یک بدگر بر
۲
نوروز جهان پرور مانده ز دهاقیندهقان جهان دیده ش پرورده ببر بر
۳
آن زیور شاهانه که خورشید برو بستآورد و همی خواهد بستن بشجر بر
۴
بر گوهر او ابر مگر عاشق گشتست کز دیده همی قطره چکاند بگهر بر
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth