خلوتی با عنصری
شمارهٔ ۴۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دژم شدهست مرا جان از آن دو چشم دژم بخم شدهست مرا پشت از آن دو زلف بخم
۲
لبم چو خاک درو باد سرد خواسته شددلم بر آتش وز دیده گشته وادی زم
۳
مشعبد است غم عشق هر کجا باشدز خاک آب پدید آورد، ز آتش نم
۴
فریش سیم و مر آن سیم را ز مشک حجابفریش لاله و آن لاله را ز قیر رقم
صفحهٔ ۱ از ۷