شعر را زندگی کن
خلوتی با عنصری

شمارهٔ ۶۲ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بفال نیک و بفرخنده روزگار ، جهانبسان دولت شاه جهان شدست جوان
۲
اگر ز گوهر ناسفته ابر شد چو صدفچرا شد از گل ناکشته دشت چون بستان
۳
فکند شادروانی بدشت باد صباکه تار و پودش هست از زبر جد و مرجان
۴
چو مجلس ملک الشرق از نثار ملوکبجعفری و بعدلی نهفته شادروان
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth