خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه جرمست این که هر ساعت ز روی نیلگون دریازمین را سایبان بندد به پیش گنبد خضرا؟
۲
چو در بالا بود باشد به چشمش آب در پستیچو در پستی بود باشد به کامش دود بر بالا
۳
گهی از دامن دریا شود بر گوشۀ گردونگهی از گوشهٔ گردون روَد زی دامن دریا
۴
فلک کردار برخیزد، کران پر اختر روشنصدف کردار بر جوشد، میان پر لؤلؤ لالا
صفحهٔ ۱ از ۱۳