خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۱۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بفال سعد و خجسته زمان و نیک اخترنشسته بودم یک شب بباغ وقت سحر
۲
ز باختر شده پیدا سر طلایۀ روزکشیده لشکر شب جوق جوق زس خاور
۳
فلک چو بیضۀ عنبر نمود و انجم اوچنانکه یار کنی سند روس با عنبر
۴
بنات نعش تو گفتی که باشگونه همینمود صورت صادی ز هفت دانه گهر
صفحهٔ ۱ از ۱۷